ابراهيم اصلاح عربانى
185
كتاب گيلان ( فارسى )
. . . پايههاى نهضت جنگل گذاشته شد و عدهاى از مردان فداكار به منظور مبارزه با استبداد و بىعدالتى و اخراج بيگانگان از كشور با يكديگر متحد و همپيمان شدند . عكس ، گروهى از سران جنگل را نشان مىدهد : ايستاده از چپ به راست : كربلائى ابراهيم ( كبريت خان ) ، محمد حسن پاپروسى ، سيد حبيب الله مدنى ، سيد عبد الكريم كاشى ، مشهدى على شاه چومثقالى ، حاجى احمد كسمائى ، خسرو خان ، ميرزا كوچك خان ، قنبر خان كرد ، دكتر حشمت ، سيد آقائى عطار ، شناخته نشد ، اسماعيل جنگلى ، حسن ديوان رضائى . براى احقاق حقوق مردم به هيچ عملى دست بزنند . در چنين شرايطى پايههاى نهضت جنگل گذاشته شد و عدهاى از مردان فداكار به منظور مبارزه با استبداد و بىعدالتى ، اخراج بيگانگان از كشور و قطع نفوذ آنان و نيز برقرارى امنيت و عدالت اجتماعى با يكديگر متحد و همپيمان شدند . آنها در توضيح طرز تفكر و توجيه اهداف و آرمانهاى خود چنين اعلام كردند : « ماقبل از هرچيز طرفدار استقلال مملكت ايرانيم ، استقلالى به تمام معنى كلمه يعنى بدون اندكمداخلهء هيچ دولت اجنبى و از اين نقطهنظر تمام دول اجانب چه همجوار و چه غير همجوار در مقابل ( ما ) يكسان است . با هيچكس نظر دوستى و دشمنى نداريم ، با دوست ايران دوستيم و با دشمن اين آب و خاك با تمام خصومت دشمن . . . بعد از احراز استقلال ، اصلاحات اساسى مملكت و رفع فساد تشكيلات دولتى نقطهنظر ماست كه هرچه بر سر ايران آمده از فساد تشكيلات است و بس . . . اين است نظريات اساسى ما كه تمام ايرانيان را بدون استثناء دعوت به همصدايى كرده و بالخصوص از عموم ايرانيان فداكار خواستار مساعدتيم . . . » « 4 » جنگليها به وضع ظاهر خود توجهى نداشتند ، چون در جنگل زندگى مىكردند موى سر و صورت را رها مىساختند . اكثر آنان كلاه نمدى سياهى بر سر و كت ضخيم پشمينهاى بر تن داشتند . كفش آنها ، پاىافزار محلى معروف به چموش بود ، وسايل اوليه زندگى را در كولهبارى بر روى دوش خود حمل مىكردند و چماقى از چوب درخت ازگيل در دست مىگرفتند . يك داس يا دهره به كمر آنها آويخته بود و چند قطار فشنگ بر شانه حمايل مىكردند . نمونه امضاى ميرزا كوچك و مهر او .
--> ( 4 ) . روزنامه جنگل ، شماره 28 ، سال اول ، جمادى الآخر 1336 قمرى .